این صفحه تاریخ و کتابهای اسلام را بررسی میکند تا مشکلات زیادی را در قرآن و حدیث پیدا کند.
محمد مرده است؛ عیسی زنده است.
دلیل:
مشکل نهایی: محمد در قبری در مدینه خفته است. عیسی از مردگان برخاست و زنده است. یک نجاتدهنده زنده میتواند نجات دهد؛ یک پیامبر مرده نمیتواند. "بنابراین او قادر است کسانی را که از طریق او به خدا نزدیک میشوند، به کمال نجات دهد، زیرا او همیشه زنده است تا برای آنها شفاعت کند" (عبرانیان ۷:۲۵). اگر مسیح برنخاسته بود، ایمان ما باطل بود (۱ قرنتیان ۱۵:۱۴).
اگر کتاب مقدس تحریف شده است، پس قرآن یک کتاب تحریف شده را تأیید میکند (۵:۴۷).
دلیل:
قرآن به مسیحیان دستور میدهد که طبق انجیل قضاوت کنند. اگر انجیل در قرن هفتم تحریف شده بود، خدا به آنها دستور داده بود که طبق یک کتاب جعلی قضاوت کنند. اگر در آن زمان تحریف نشده بود، پس با اسلام امروزی (تثلیث، مصلوب شدن) در تضاد است.
سنن ابن ماجه ۱۹۴۴ ثبت کرده است که عایشه گفته است آیاتی درباره "رجم" و "رضاع کبیر" نازل شده و زیر تخت او بر روی کاغذی بود. یک بز خانگی آن را خورد.
دلیل:
حدیث در سنن ابن ماجه ۱۹۴۴ و مسند احمد ۲۶۳۴۹ کاملاً واضح است. عایشه روایت کرده است: "آیه رجم و آیه ده بار شیر دادن به بزرگسالان نازل شده بود و آن کاغذ زیر بالش من بود. وقتی رسول خدا (ص) وفات یافت، ما مشغول مراسم فوت ایشان بودیم و یک بز خانگی وارد شد و آن را خورد."
این ادعای تغییرناپذیری قرآن را به چالش میکشد. در مقابل، وعده کتاب مقدس را ببینید: اشعیا ۴۰:۸ "علف خشک میشود و گل میریزد، اما کلام خدای ما تا ابد باقی است".
خلیفه عثمان دستور داد تمام نسخههای موازی قرآن سوزانده شود زیرا اختلافات در قرائت باعث درگیری میشد.
دلیل:
طبق صحیح بخاری ۴۹۸۷، حذیفه بن یمان به عثمان اصرار کرد که "این امت را قبل از آنکه درباره کتاب اختلاف کنند، نجات ده." عثمان یک نسخه استاندارد (لهجه قریش) را انتخاب کرد و بقیه نسخهها را سوزاند، از جمله مصحفهای ابن مسعود و ابی بن کعب. اگر تمام نسخهها یکسان بودند، نیازی به سوزاندن آنها نبود. این استانداردسازی سیاسی، شواهد تغییرات متنی اولیه را از بین برد.
زندگینامهنویسان اولیه ثبت کردهاند که محمد آیاتی در ستایش بتهای مشرکین خواند و بعداً ادعا کرد که شیطان آنها را بر زبان او جاری کرده است.
دلیل:
طبق روایت طبری و ابن اسحاق: محمد سوره ۵۳ را خواند و آیاتی در ستایش بتها اضافه کرد ("شفاعت آنها مایه امید است"). بعداً او از این سخنان برگشت و ادعا کرد که این یک مداخله شیطانی بوده است.
سوره ۲۲:۵۲ به این موضوع اشاره دارد ("شیطان چیزی در آرزوی او القا کرد"). در مقابل، طبیعت خدا را در ۱ یوحنا ۱:۵ ببینید ("خدا نور است و هیچ تاریکی در او نیست").
عمر بن خطاب بیان کرد که آیهای درباره رجم در کتاب خدا بود، اما امروز در متن وجود ندارد.
دلیل:
در صحیح بخاری ۶۸۳۰، عمر خطبه خواند: "...در میان آنچه خدا نازل کرده بود، آیه رجم نیز بود... ما آن آیه را خوانده بودیم... میترسم که... مردم بگویند ما آیه رجم را در کتاب خدا نمییابیم."
یک آیه نازل شده توسط خدا مفقود است، در حالی که حکم آن (رجم) هنوز اجرا میشود. این یک خلاء متنی واضح است.
سوره ۲:۱۰۶ به خدا اجازه میدهد که آیات را لغو کند. آیات صلحآمیز توسط آیات جنگجو لغو شدهاند.
دلیل:
سوره ۲:۱۰۶ اجازه میدهد که آیات "بهتر" جایگزین آیات قدیمی شوند. "آیه سیف" (۹:۵) حدود ۱۰۰ آیه صلحآمیز مکی را لغو میکند. ادعای تغییر نظر خدا در احکام ابدی، سوالاتی را ایجاد میکند.
سوره ۳۳:۵۶ میگوید که 'خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود (صلوات) میفرستند'.
دلیل:
کلمه 'صلوات' به معنای عبادت یا دعا است. اگرچه مترجمان آن را به "رحمت فرستادن" تغییر میدهند، اما این ایده که خدا بر یک انسان صلوات میفرستد، مسئله ایجاد میکند. الله به چه کسی دعا میکند؟ در مقابل، خدای کتاب مقدس به ذات خود قسم میخورد زیرا کسی بزرگتر از او نیست (عبرانیان ۶:۱۳)۔
طبق صحیح بخاری ۵۷۶۳، محمد جادو شده بود.
دلیل:
عایشه روایت کرده است که محمد چنان جادو شده بود که فکر میکرد کاری را انجام داده است در حالی که انجام نداده بود. اگر یک پیامبر میتواند تحت تأثیر جادوی شیطانی قرار گیرد، چگونه میتوان اعتماد کرد که وحی او نیز تحت تأثیر قرار نگرفته است؟ با عیسی مقایسه کنید که ارواح پلید را بیرون میراند و هرگز تحت تأثیر آنها قرار نگرفت (لوقا ۱۱:۲۰).
آیات متناقض درباره اینکه آیا الله فراموش میکند یا خیر.
دلیل:
سوره ۹:۶۷ میگوید: "آنها خدا را فراموش کردند، پس او نیز آنها را فراموش کرد." با این حال، سوره ۲۰:۵۲ میگوید: "پروردگار من نه خطا میکند و نه فراموش میکند." فراموشی یک محدودیت است. کتاب مقدس خدا را تغییرناپذیر مینامد (ملاکی ۳:۶: "من که خداوند هستم، تغییر نمیکنم").
سوره ۳:۵۴ الله را 'خیر الماکرین' (بهترین فریبدهنده/حیلهگر) مینامد.
دلیل:
در زبان عربی، 'مکر' به معنای فریب یا نقشه کشیدن است. کتاب مقدس شیطان را فریبدهنده مینامد. خدای حقیقت نباید به بهترین بودن در فریبکاری افتخار کند. تیطوس ۱:۲ ("خدایی که دروغ نمیگوید") را ببینید.
محمد نمیدانست چه بلایی بر سر او خواهد آمد (سوره ۴۶:۹).
دلیل:
برخلاف مسیحیت که اطمینان از نجات از طریق ایمان حاصل میشود (۱ یوحنا ۵:۱۳)، محمد خود گفت: "به خدا قسم، با اینکه من رسول خدا هستم، نمیدانم الله با من چه خواهد کرد" (بخاری ۳۹۲۹). میلیونها مسلمان از کسی پیروی میکنند که از سرنوشت خود آگاه نبود.
سوره ۴۷:۱۹ به محمد دستور میدهد: 'برای گناهانت طلب آمرزش کن'.
دلیل:
مسلمانان ادعا میکنند که پیامبران معصوم هستند، اما قرآن به محمد دستور میدهد که برای 'ذنب' (گناه) خود توبه کند. در مقابل، عیسی بی گناه بود: ۲ قرنتیان ۵:۲۱.
محمد با عایشه در ۶ سالگی ازدواج کرد و در ۹ سالگی با او همبستر شد (بخاری ۵۱۳۳).
دلیل:
ازدواج با یک کودک ۶ ساله طبق استانداردهای اخلاقی جهانی و حتی معیارهای انسانی سالم، نادرست است. اگر پیامبر الگوی نهایی است، این کار راه را برای کودکهمسری در سراسر جهان اسلام باز نگه داشته است.
سوره ۳۳:۳۷ ازدواج محمد با همسر سابق پسرخواندهاش را توجیه میکند.
دلیل:
این آیه نازل شد تا تابوی ازدواج با همسر پسرخوانده را بشکند، آن هم درست زمانی که محمد به زینب علاقهمند شده بود. این نشاندهنده آیاتی است که به نفع تمایلات شخصی پیامبر نازل شدهاند.
سوره ۱۸:۵۰ میگوید ابلیس از جنیان بود. سوره ۲:۳۴ تلویحاً میگوید او فرشته بود.
دلیل:
تناقض در منشأ ابلیس. اگر او فرشته بود (که طبق اسلام اراده ندارند)، نمیتوانست نافرمانی کند. اگر جن بود، چرا مخاطب فرمان خدا به فرشتگان بود؟
محمد گفت: 'هر کس دین خود را تغییر داد، او را بکشید' (بخاری ۶۹۲۲).
دلیل:
این حکم با ادعای "لا اکراه فی الدین" (در دین اجباری نیست) در تضاد است. دینی که برای نگه داشتن اعضای خود از زور استفاده میکند، در حقیقت خود تردید دارد. عیسی هرگز کسی را مجبور به پیروی نکرد.
قرآن ادعا میکند که "غیر ذی عوج" (بدون کجی) است، اما متون متناقضی دارد.
دلیل:
سوره ۳۹:۲۸ ادعای صراحت و راستی میکند. اما وجود نسخ، آیات مبهم (متشابهات) و تفاسیر متضاد بیشمار، نشاندهنده پیچیدگی و "کجی" در فهم آن است. کلام خدا باید برای همه واضح باشد.
سوره ۲:۲۲۳ زنان را به عنوان "کشتزار" برای مردان توصیف میکند.
دلیل:
این تشبیه، زنان را به اشیاء و ابزاری برای لذت و باروری مردان تقلیل میدهد. در مسیحیت، زن و مرد هر دو وارث فیض زندگی هستند (۱ پطرس ۳:۷).
سوره ۴:۳۴ به مردان اجازه میدهد همسران نافرمان خود را بزنند.
دلیل:
خداوند هرگز خشونت خانگی را تأیید نمیکند. عیسی به ما آموخت که حتی دشمنان را محبت کنیم، چه رسد به همسر. افسسیان ۵:۲۵ را ببینید ("ای شوهران، زنان خود را محبت نمایید، چنانکه مسیح نیز کلیسا را محبت نمود").
سوره ۲:۲۸۲ ارزش گواهی زن را نصف مرد میداند.
دلیل:
این قانون بر پایه کمارزش دانستن عقل زن است. برای خدا، روح هر دو برابر است. در کتاب مقدس، زنان (مانند مریم مجدلیه) اولین شاهدان قیام مسیح بودند.
سهم ارث زن نصف مرد است (۴:۱۱).
دلیل:
تبعیض در ارث با عدالت الهی ناسازگار است، به ویژه در دنیای امروز که زنان نیز مسئولیتهای مالی دارند.
قرآن به مردان اجازه میدهد با بردگان جنسی (ما ملکت ایمانکم) رابطه داشته باشند (۴:۲۴).
دلیل:
قرآن بردهداری را لغو نکرد، بلکه به آن مشروعیت بخشید. استفاده از زنان اسیر جنگی به عنوان برده جنسی، با قدوسیت خدا در تضاد است.
مردان میتوانند تا ۴ همسر داشته باشند (۴:۳).
دلیل:
طرح اصلی خدا در خلقت، یک مرد و یک زن بود (آدم و حوا). چند همسری باعث حسادت، فروپاشی خانواده و تحقیر جایگاه زن میشود.
توصیف بهشت در قرآن بر پایه لذتهای مادی و جنسی است.
دلیل:
بهشت با حوریان و شراب (سوره ۵۶)، بیشتر شبیه تخیلات مردانه است تا یک مکان مقدس. عیسی گفت در بهشت ازدواج وجود ندارد و ما مانند فرشتگان خواهیم بود (متی ۲۲:۳۰).
آیات متعددی زمین را مانند فرش یا بستر توصیف میکنند (۸۸:۲۰، ۷۱:۱۹).
دلیل:
کلماتی مانند "سطحت" (پهن شده) و "بساطاً" (فرش)، نگاهی قرون وسطایی به زمین دارند که با کروی بودن آن در تضاد است. این اشتباهات علمی نشاندهنده نگاه محدود نویسنده بشر است.
سوره ۷۸:۷ میگوید کوهها مانند "میخ" هستند تا زمین نلرزد.
دلیل:
از نظر علمی، کوهها خود نتیجه حرکت صفحات پوسته زمین هستند و مانع زلزله نمیشوند. در واقع، مناطق کوهستانی زلزلهخیزترین نقاط زمین هستند.
یک روز نزد الله چقدر است؟ ۱۰۰۰ سال (۳۲:۵) یا ۵۰۰۰۰ سال (۷۰:۴)؟
دلیل:
تفاوت فاحش در اعداد (۱۰۰۰ در برابر ۵۰۰۰۰) نشاندهنده یک تضاد ریاضی واضح است. کلام خدا نباید دچار چنین سردرگمیهایی باشد.
سوره ۸۶:۶-۷ میگوید منی از بین کمر و سینهها بیرون میآید.
دلیل:
علم پزشکی ثابت کرده است که اسپرم در بیضهها تولید میشود، نه در قفسه سینه یا ستون فقرات. این یک خطای فاحش آناتومیک در قرآن است.
سوره ۱۸:۸۶ میگوید ذوالقرنین غروب خورشید را در چشمانی گلآلود دید.
دلیل:
خورشید میلیونها بار بزرگتر از زمین است و هرگز در یک چشمه نمیافتد. این توصیف بر پایه افسانههای عامیانه آن زمان است، نه حقیقت علمی.
سوره ۶۷:۵ میگوید ستارگان موشکهایی برای زدن شیاطین هستند.
دلیل:
علم نجوم ثابت کرده است که ستارگان گلولههای عظیمی از گاز در فواصل نجومی هستند، نه ابزاری برای پرتاب به سمت شیاطین. قرآن شهابسنگها را با ستارگان اشتباه گرفته است.
سوره ۲۲:۶۵ میگوید الله آسمان را نگه داشته تا بر زمین نیفتد.
دلیل:
آسمان یک سقف فیزیکی نیست، بلکه فضایی لایتناهی است. این تصور که آسمان ممکن است "بیفتد" نشاندهنده یک باور بدوی و غیرعلمی است.
سوره ۱۶:۶۶ میگوید شیر از بین سرگین (مدفوع) و خون تولید میشود.
دلیل:
شیر در غدد پستانی از مواد مغذی موجود در خون تولید میشود. فرآیند تولید شیر ارتباط مستقیمی با محل قرارگیری مدفوع در روده ندارد.
طبق احادیث، رعد نام فرشتهای است که ابرها را میراند (ترمذی ۳۱۱۷).
دلیل:
علم ثابت کرده است که رعد و برق یک پدیده الکترواستاتیک ناشی از تخلیه بار الکتریکی در ابرهاست، نه صدای یک فرشته یا تازیانه او.
سوره ۲۷:۱۸ داستانی از مورچهای میگوید که سلیمان و سپاهش را میشناسد و با بقیه مورچهها حرف میزند.
دلیل:
این توصیف بیشتر شبیه داستانهای تخیلی کودکان (Fables) است تا یک واقعیت تاریخی یا علمی.
سوره ۱۰۵ داستانی از پرندگانی میگوید که با پرتاب سنگهای سجیل، سپاه فیل را نابود کردند.
دلیل:
هیچ منبع تاریخی معتبری خارج از سنت اسلامی وقوع چنین حادثه بزرگ نظامی توسط پرندگان را تأیید نمیکند.
سوره ۵۴:۱ ادعا میکند که ماه شکافته شده است.
دلیل:
اگر چنین اتفاق کیهانی عظیمی رخ داده بود، تمام تمدنهای آن زمان (چینیها، هندیها، رومیها) باید آن را ثبت میکردند. هیچ شواهد فیزیکی یا تاریخی برای این ادعا وجود ندارد.
بسیاری از مفسران ذوالقرنین را با اسکندر مقدونی یکی میدانند، در حالی که اسکندر یک بتپرست مشرک بود.
دلیل:
قرآن ذوالقرنین را یک بنده صالح و یکتاپرست معرفی میکند. اگر او اسکندر باشد، تاریخ شهادت میدهد که او بتپرست بوده و خود را پسر خدا مینامیده است. این یک خطای بزرگ تاریخی است.
سوره ۱۹:۲۸ مریم (مادر عیسی) را "خواهر هارون" مینامد.
دلیل:
بین مریم (مادر عیسی) و هارون (برادر موسی) حدود ۱۵۰۰ سال فاصله تاریخی وجود دارد. قرآن مریم مادر عیسی را با مریم خواهر موسی اشتباه گرفته است.
سوره ۲۸:۳۸ هامان را وزیر فرعون در مصر مینامد.
دلیل:
هامان طبق کتاب مقدس وزیر دربار ایران در زمان خشایارشا بود (کتاب استر)، یعنی ۱۰۰۰ سال بعد از فرعون خروج. قرآن مکان و زمان او را به اشتباه در مصر قرار داده است.
سوره ۲۸:۳۸ میگوید فرعون به هامان دستور داد برجی بلند بسازد تا به خدای موسی برسد.
دلیل:
این داستان آمیختهای از داستان برج بابل و تاریخ مصر است. هیچ سند تاریخی نشان نمیدهد که فرعونیان سعی کرده باشند با ساختن برج آجری به آسمان برسند.
سوره ۲۰:۸۵-۸۸ میگوید یک "سامری" بنیاسرائیل را در زمان موسی گمراه کرد.
دلیل:
شهر سامره و قوم سامری صدها سال بعد از زمان موسی به وجود آمدند. وجود یک "سامری" در زمان موسی یک آناکرونیسم (اشتباه زمانی) فاحش است.
سوره ۵:۳۲ (هر کس انسانی را بکشد، گویی کل بشریت را کشته) مستقیماً از تلمود یهودی (Mishnah) گرفته شده است.
دلیل:
این جمله در تلمود یک تفسیر انسانی و حقوقی است، نه کلام مستقیم خدا. قرآن تفاسیر و سنتهای انسانی یهود را به عنوان وحی الهی بازنشر کرده است.
سوره ۵:۳۱ داستان کلاغی را میگوید که به قابیل یاد داد چگونه برادرش را دفن کند.
دلیل:
این داستان نیز در منابع آپوکریفای یهودی (Pirke De-Rabbi Eliezer) وجود دارد و یک افسانه است که قرآن آن را به عنوان یک واقعه تاریخی روایت کرده است.
داستان موسی و بنده صالح (خضر) در سوره ۱۸:۶۰-۸۲.
دلیل:
این داستان شباهتهای عجیبی به حماسه گیلگمش و افسانههای اسکندر (Alexander Romance) دارد. قتل یک نوجوان توسط خضر به دلیل گناهی که در آینده ممکن است انجام دهد، با عدالت الهی تضاد دارد.
تغییر رویه آیات از صلح در مکه به جنگ در مدینه.
دلیل:
وقتی محمد ضعیف بود، آیات صلحطلبانه بودند. وقتی قدرت گرفت، آیات جنگطلبانه (مانند سوره ۹) نازل شدند. این نشان میدهد که "وحی" با شرایط سیاسی و نظامی تغییر میکرد.
سوره ۹:۲۹ فرمان میدهد با اهل کتاب بجنگید تا با خواری جزیه بدهند.
دلیل:
این آیه نظامی از تبعیض مذهبی (آپارتاید مذهبی) را پایهگذاری کرد. خدای مهربان نباید به پیروان ادیان دیگر توهین کند و آنها را مجبور به پرداخت باج برای زنده ماندن کند.
اسلام از طریق فتوحات نظامی گسترش یافت، نه فقط تبلیغ.
دلیل:
تاریخ فتوحات اسلامی نشاندهنده استفاده از زور برای تسلیم کردن ملتهاست. عیسی گفت: "ملکوت من از این جهان نیست، وگرنه خادمان من میجنگیدند" (یوحنا ۱۸:۳۶).
محمد دستور داد که به یهود و نصارا ابتدا سلام نکنید و آنها را به تنگترین جای راه برانید (مسلم ۲۱۶۷).
دلیل:
این دستور مخالف اخلاق انسانی و آموزه "همسایه خود را مانند خود محبت کن" است که عیسی تعلیم داد.
سوره کهف داستان مسیحی "هفت تن خفته در افسس" را بازگو میکند.
دلیل:
داستان جوانانی که ۳۰۰ سال در غار خوابیدند، یک افسانه مسیحی قرن پنجم است. قرآن آن را به عنوان یک حقیقت تاریخی پذیرفته و حتی درباره تعداد آنها بحث میکند.
زکات فقط برای مسلمانان است، در حالی که کمکهای مسیحی برای همه بشریت است.
دلیل:
نظام صدقات در اسلام (زکات) به شدت محدود به جامعه مسلمانان است. در مقابل، مسیحیت محبت و نیکوکاری را بدون مرزهای مذهبی ترویج میکند.
محمد گفت زنان ناقصالعقل و ناقصالدین هستند (بخاری ۳۰۴).
دلیل:
این توهین مستقیم به شعور نیمی از جمعیت جهان، ادعای کرامت انسانی در اسلام را زیر سوال میبرد.
محمد ادعا کرد که در معراج دیده است که اکثر اهل جهنم زنان هستند (بخاری ۳۲۴۱).
دلیل:
بر پایه چه عدالتی اکثر زنان باید در جهنم باشند؟ این نگاه بدبینانه به جایگاه زن در اسلام است.
طبق صحیح بخاری ۵۱۱، عبور زن، سگ یا الاغ از جلوی نمازگزار، نماز را باطل میکند.
دلیل:
قرار دادن زن در کنار سگ و الاغ به عنوان عامل نجس شدن فضای عبادت، تحقیرآمیز است.
محمد گفت شگون بد در سه چیز است: خانه، اسب و زن (بخاری ۵۰۹۳).
دلیل:
خرافات درباره فال بد زدن به زنان نشاندهنده تأثیر باورهای جاهلی بر متون اسلامی است.
سوره ۳۳:۵۰ امتیازات ویژهای برای محمد در ازدواج و بخشیدن خود به او بدون مهریه قائل شده است.
دلیل:
چرا خدای جهان باید آیاتی اختصاصی برای تسهیل روابط جنسی و ازدواجهای متعدد یک فرد خاص نازل کند؟
قرآن کلمه "حب" (عشق) را بیشتر برای شرط و جزا به کار میبرد، نه عشق بیقید و شرط.
دلیل:
در مقابل، "خدا عشق است" (۱ یوحنا ۴:۸). عشق الهی در مسیحیت بیقید و شرط است، اما در اسلام بر پایه پاداش و مجازات است.
اسلام فرزند داشتن خدا را کفر میداند، در حالی که این یک رابطه روحانی است نه جسمانی.
دلیل:
قرآن فکر میکند مسیحیان معتقدند خدا با مریم همبستر شده است. این سوءتفاهم از معنای روحانی "پسر خدا" است. خدا پدر روحانی ماست (متی ۶:۹).
سوره ۱۷:۵۹ میگوید خدا معجزات را متوقف کرد چون گذشتگان آنها را تکذیب کردند.
دلیل:
محمد برخلاف پیامبران پیشین (موسی، عیسی) معجزه تأییدکنندهای نداشت. ادعای "قرآن تنها معجزه است" دلیلی دوری (Circular Reasoning) است.
اسلام روحالقدس را با فرشته جبرئیل یکی میداند، که با کتاب مقدس در تضاد است.
دلیل:
روحالقدس در کتاب مقدس ذات خداست که در مؤمنان ساکن میشود، نه یک فرشته پیامرسان. این نشاندهنده سردرگمی قرآن در مفاهیم کلامی است.
آیاتی مانند ۷:۱۷۹ میگویند خدا بسیاری از جنیان و انسانها را برای جهنم خلق کرده است.
دلیل:
این با عدالت خدا در تضاد است که افرادی را عمداً برای سوختن در ابدیت خلق کند بدون اینکه حق انتخابی داشته باشند.
قرآن ادعا میکند از طرف خداست چون خودش چنین میگوید.
دلیل:
این یک مغالطه منطقی است. صدق یک ادعا نمیتواند بر پایه خود ادعا ثابت شود.
بسیاری از آیات فقط در صورت دانستن تاریخچه جنگهای محمد معنا پیدا میکنند.
دلیل:
یک کتاب الهی جاویدان نباید تا این حد وابسته به حوادث محلی و قبیلهای قرن هفتم عربستان باشد.
زبانشناسان متعددی به وجود خطاهای گرامری در متن عربی قرآن اشاره کردهاند.
دلیل:
اگر قرآن کلام مستقیم و کامل خداست، نباید در آن ناهماهنگیهای دستوری (مانند سوره ۲۰:۶۳ یا ۴:۱۶۲) دیده شود.
قرآن ادعا میکند "عربی مبین" (خالص) است، اما کلمات قرضی زیادی از فارسی، سریانی و عبری دارد.
دلیل:
کلماتی مانند فردوس، ابریق، سجیل و غیره ریشه عربی ندارند. این با ادعای خلوص زبانی قرآن تضاد دارد.
سوزههای قرآن بر اساس زمان نزول مرتب نشدهاند، که باعث سردرگمی در فهم پیام میشود.
دلیل:
چیدمان از سوره بزرگ به کوچک (به جز حمد) یک نظم بشری و مکانیکی است، نه نظمی الهی و هدایتگر.
وجود نسخههای مختلف با اعرابگذاری متفاوت که معنا را تغییر میدهند (حفص، ورش و غیره).
دلیل:
ادعای "حفاظت کامل تا آخرین حرف" با وجود این تنوع در قرائات که گاهی معنای آیات را کاملاً عوض میکنند، زیر سوال میرود.
پیشگویی پیروزی رومیان (سوره ۳۰) آنقدر مبهم است که میتوان آن را به طرق مختلف تفسیر کرد.
دلیل:
پیشگوییهای الهی باید دقیق و دارای زمان و مکان مشخص باشند، نه یک حدس سیاسی کلی که احتمال وقوعش ۵۰-۵۰ است.
اسلام ادعا میکند قرآن فقط به زبان عربی "معجزه" است.
دلیل:
خدای جهانیان نباید پیام نجات خود را به یک زبان خاص محدود کند که اکثریت مردم جهان آن را نمیفهمند.
چالش "سورهای مانند آن بیاورید" کاملاً ذهنی و سلیقهای است.
دلیل:
چه کسی داوری میکند؟ زیبایی ادبی یک متن ثابت نمیکند که منشأ الهی دارد. اشعار حافظ یا شکسپیر هم بینظیرند، اما ادعای وحی ندارند.
وعده پاداشهای جنسی در بهشت (جامع ترمذی ۲۵۶۲).
دلیل:
این نوع پاداشها بیشتر برای انگیزهبخشی به جنگجویان جوان در قرون وسطی ساخته شده است تا برای یک زندگی روحانی ابدی.
شراب در زمین حرام است اما در بهشت نهرهایی از آن جاری است (سوره ۴۷:۱۵).
دلیل:
اگر ماهیت شراب بد است چرا در بهشت تشویق میشود؟ این تضاد در اخلاقیات الهی است.
سوره ۴:۱۷۱ عیسی را "کلمه الله" و "روحی از او" مینامد.
دلیل:
قرآن القابی را به عیسی میدهد که فقط لایق خداست، اما سپس الوهیت او را انکار میکند. این یک تضاد درونی در توصیف عیسی است.
قرآن تولد عیسی از مریم باکره را تأیید میکند (سوره ۱۹).
دلیل:
تولد از باکره نشاندهنده ماهیت منحصر به فرد و الهی عیسی است. چرا خدا باید برای یک پیامبر معمولی چنین معجزه عظیمی انجام دهد؟
سوره ۱۹:۳۰-۳۳ ادعا میکند عیسی در گهواره سخن گفته است.
دلیل:
این داستان در اناجیل معتبر نیست، بلکه در انجیلهای جعلی (Infancy Gospel of Thomas) آمده که قرآن آنها را با واقعیت اشتباه گرفته است.
سوره ۳:۴۹ میگوید عیسی پرندگان گلی ساخت و در آنها دمید و زنده شدند.
دلیل:
این هم یک داستان از انجیلهای جعلی قرن دوم است که وارد قرآن شده است.
سوره ۴:۱۵۷ ادعا میکند عیسی مصلوب نشد بلکه "به نظر آنها چنین رسید".
دلیل:
این ادعا تمام شواهد تاریخی و شهادت شاهدان عینی را رد میکند. اگر خدا مردم را فریب داد که فکر کنند عیسی مصلوب شده، پس او مسئول ایجاد مسیحیت است!
قرآن تأیید میکند عیسی مردگان را زنده میکرد (۳:۴۹).
دلیل:
قدرت بر مرگ فقط در دست خداست. عیسی با این کار الوهیت خود را ثابت کرد.
سوره ۵:۴۶ انجیل را "هدایت و نور" مینامد.
دلیل:
اگر انجیل نور است، چطور مسلمانان ادعا میکنند که قابل اعتماد نیست؟ نور خدا نباید خاموش یا تحریف شود.
سوره ۵:۱۱۶ فکر میکند تثلیث یعنی خدا، عیسی و مریم.
دلیل:
این یک سوءفهم فاحش از عقیده مسیحی است. مریم هرگز بخشی از تثلیث نبوده است. این نشان میدهد نویسنده قرآن از عقاید واقعی مسیحیان آگاه نبوده است.
این یک ادعای رایج میان مسلمانان است، اما هیچ سند تاریخی ندارد.
دلیل:
پولس با حواریون اصلی (پطرس، یعقوب، یوحنا) در ارتباط بود و آنها پیام او را تأیید کردند. اگر پولس انجیل را تحریف کرده بود، حواریون که با عیسی زندگی کرده بودند، با او مقابله میکردند.
عیسی گفت "من راه و راستی و حیات هستم" (<a href='https://biblehub.com/farsi/john/14-6.htm' target='_blank' class='bible-link'><strong>یوحنا ۱۴:۶</strong></a>).
دلیل:
ادعای عیسی انحصاری و الهی است. اگر او راست میگوید، پس اسلام که راه دیگری را پیشنهاد میدهند، نمیتواند درست باشد.
مسیح از شریعت ظاهری به روحیت باطنی پل زد.
دلیل:
اسلام بر پایه قوانین سختگیرانه ظاهری (وضو، قبله، تعداد رکعات) است. عیسی گفت خدا روح است و باید او را به روح و راستی پرستش کرد.
عیسی گفت دشمنان خود را محبت نمایید (<a href='https://biblehub.com/farsi/matthew/5-44.htm' target='_blank' class='bible-link'><strong>متی ۵:۴۴</strong></a>).
دلیل:
این والاترین استاندارد اخلاقی در جهان است. در مقابل، اسلام بر پایه قصاص و مقابله به مثل (سوره ۲:۱۷۸) و جهاد است.
عیسی وعده آرامشی را داد که جهان نمیتواند بدهد (<a href='https://biblehub.com/farsi/john/14-27.htm' target='_blank' class='bible-link'><strong>یوحنا ۱۴:۲۷</strong></a>).
دلیل:
بسیاری از مسلمانان با وجود انجام تمام اعمال مذهبی، از آرامش درونی و اطمینان از بخشش گناهان محروم هستند.
دعایی که عیسی یاد داد با "ای پدر ما" شروع میشود.
دلیل:
رابطه عاطفی و صمیمی "پدر و فرزندی" در اسلام وجود ندارد. الله فقط یک ارباب و قاضی دوردست است.
پیام صلیب قوت خدا برای نجات است (<a href='https://biblehub.com/farsi/1_corinthians/1-18.htm' target='_blank' class='bible-link'><strong>۱ قرنتیان ۱:۱۸</strong></a>).
دلیل:
اسلام با انکار صلیب، در واقع قدرت خدا در بخشش و پیروزی بر گناه را انکار میکند. صلیب جایگاه عدالت و محبت پرشکوه خداست.
قیام عیسی از مردگان هسته مرکزی ایمان مسیحی است.
دلیل:
اگر عیسی برنخاسته بود، شاگردانش جان خود را برای یک دروغ فدا نمیکردند. قیام ثابت میکند که او بر مرگ و گناه پیروز شده است، چیزی که هیچ پیامبر دیگری (از جمله محمد) انجام نداد.
مزد گناه مرگ است (<a href='https://biblehub.com/farsi/romans/6-23.htm' target='_blank' class='bible-link'><strong>رومیان ۶:۲۳</strong></a>).
دلیل:
اسلام فکر میکند گناهان فقط با کارهای خوب پاک میشوند. اما گناه جرمی علیه یک خدای قدوس است و نیاز به بهایی دارد که مسیح با خون خود پرداخت کرد.
وجود هزاران نسخه خطی باستانی انجیل، ادعای تحریف را رد میکند.
دلیل:
ما نسخههایی از انجیل داریم که قرنها قبل از اسلام نوشته شدهاند. اگر انجیل تحریف شده بود، باید نسخههای "اصلی" متفاوتی وجود میداشت، اما همه نسخهها پیام واحدی را میرسانند.
در صحیح مسلم، محمد دستور داد زنی به مردی بزرگسال شیر بدهد تا محرم شوند (مسلم ۱۴۵۳).
دلیل:
این دستور عیجب و غیراخلاقی، حتی در زمان خود نیز باعث اعتراض همسران محمد شد.
بخاری ۲۲۴ ثبت کرده که محمد ایستاده ادرار کرد، در حالی که احادیث دیگر آن را نهی میکنند.
دلیل:
تمرکز افراطی فقه بر جزئیات بسیار کوچک زندگی روزمره (مانند نحوه ادرار)، دین را به یک نظام مکانیکی تبدیل کرده است.
صحابه برای تبرک، آب وضوی محمد را جمع میکردند (بخاری ۱۸۹).
دلیل:
این رفتارهای مبالغهآمیز با ادعای اینکه محمد "فقط یک انسان" بود، در تضاد است.
محمد با آب دهان خود نوزادان یا زخمها را برکت میداد (بخاری ۵۷۴۸).
دلیل:
این کارها بیشتر شبیه جادوگری یا باورهای قبیلهای است تا یک پیام روحانی الهی.
محمد گفت هنگام بیدار شدن سه بار بینی خود را بشویید چون شیطان در آنجا خوابیده است (بخاری ۳۲۹۵).
دلیل:
این یک تصور خرافی است. موجودات روحانی در سوراخ بینی زندگی نمیکنند.
محمد گفت خمیازه از شیطان است و باید جلویش را گرفت (بخاری ۶۲۲۶).
دلیل:
خمیازه یک واکنش بیولوژیک طبیعی برای جذب اکسیژن است، نه یک پدیده شیطانی.
محمد ادعا کرد سیاه دانه درمان هر دردی جز مرگ است (بخاری ۵۶۸۸).
دلیل:
این ادعای طبی اشتباه است. سیاه دانه خواص مفیدی دارد، اما درمان سرطان، ایدز یا بیماریهای قلبی نیست.
محمد دستور داد گروهی از مردم ادرار شتر بنوشند تا شفا یابند (بخاری ۵۶۸۶).
دلیل:
نوشیدن ادرار حاوی اوره و فضولات بدن است و از نظر بهداشتی خطرناک است. چرا یک پیامبر باید چنین دستور غیربهداشتی بدهد؟
اسلام اجازه خروج مسالمتآمیز از دین را نمیدهد.
دلیل:
خدایی که به انسان اراده آزاد داده، نباید پیروانش را با تهدید به مرگ نگه دارد.
حدیثی میگوید در آخرالزمان سنگ و درخت سخن میگویند و میگویند "یک یهودی پشت من پنهان شده، بیا او را بکش" (مسلم ۲۹۲۲).
دلیل:
این آموزه ترویجدهنده نفرت نژادی و مذهبی (یهودستیزی) است و با پیام صلح و دوستی سازگار نیست.
سوره ۹:۳۰ میگوید "خدا آنها را بکشد (قاتلهم الله)" درباره مسیحیان و یهودیان.
دلیل:
دشنام دادن خدا به انسانهایی که خود خلق کرده، با شأن الوهیت سازگار نیست.
محمد در نمازهایش بر قبایل و افرادی که با او مخالفت میکردند نفرین میفرستاد.
دلیل:
نماز باید محل ارتباط با خدا باشد، نه طلب مرگ و نابودی برای دشمنان. عیسی بر روی صلیب برای قاتلانش دعا کرد: "پدر اینها را ببخش زیرا نمیدانند چه میکنند".
سیره نبوی گزارشهایی از ترور مخالفان (مانند ام قرفه، ابن اخطل، عصماء بنت مروان) به دستور محمد دارد.
دلیل:
کشتن زنانی که فقط با زبان و شعر با او مخالفت میکردند، نشاندهنده عدم تحمل انتقاد است.
محمد در ابتدا بتها را به عنوان شفاعتگران مقبول قبول کرد تا با قریش صلح کند.
دلیل:
این نشان میدهد که وحی میتوانست تحت تأثیر فشارهای سیاسی و مصلحتهای مقطعی تغییر کند.
تغییر قبله از اورشلیم به مکه (سوره ۲:۱۴۴).
دلیل:
این تغییر قبله برای جلب رضایت یهودیان (در ابتدا) و سپس برای ملیگرایی عربی (در مکه) انجام شد، نه یک ضرورت روحانی ابدی.
بسیاری از مناسک حج (بوسیدن حجرالاسود، هفت بار چرخیدن) ریشه در بتپرستی پیش از اسلام دارد.
دلیل:
اسلام ادعا کرد که بتپرستی را نابود کرد، اما بسیاری از آیینهای مادی آن را حفظ و اسلامیسازی کرد. سنگپرستی در هر شکلی با توحید واقعی تضاد دارد.
عمر گفت: "میدانم که تو سنگی بیش نیستی و اگر نمیدیدم محمد تو را میبوسد، تو را نمیبوسیدم" (بخاری ۱۵۹۷).
دلیل:
حتی عمر هم در منطق این کار تردید داشت. چرا باید سنگی را ببوسیم که هیچ قدرتی ندارد؟
سوره ۵:۱۱۶ عیسی را متهم میکند که به مردم گفته او و مادرش مریم را به عنوان خدا بپرستند.
دلیل:
این یک دروغ یا سوءفهم بزرگ است. هیچ شاخه اصلی مسیحی مریم را خدا نمیداند. قرآن علیه چیزی میجنگد که اصلاً وجود ندارد.
قرآن سلیمان را پادشاهی میداند که زبان همه جانوران را میدانست.
دلیل:
این رویکرد به تاریخ انبیاء، بیشتر اسطورهای است تا واقعی. در کتاب مقدس، عظمت سلیمان در حکمت و هدایت اوست، نه در صحبت با حشرات.
افسانه انداخته شدن ابراهیم در آتش توسط نمرود یک اشتباه زبانی است.
دلیل:
سوره ۲۱:۶۸. یک افسانه یهودی کلمه "اور" (نام شهر کلدانیان) را با کلمه "اور" (به معنای آتش) اشتباه گرفت. قرآن این اشتباه زبانی را به عنوان تاریخ ثبت کرد! کتاب مقدس تأیید میکند که او از شهر اور خارج شد (پیدایش ۱۵:۷).
در سوره ۴:۱۱-۱۲، مجموع سهمهای ارث بیش از ۱۰۰٪ میشود.
دلیل:
آیات ارث سهمهایی را تعیین میکنند که در برخی موارد (مثلاً اگر فردی همسر، والدین و دخترانی داشته باشد) مجموع آنها به ۱.۱۲۵ میرسد. تقسیم بیش از کل دارایی از نظر ریاضی غیرممکن است. فقها برای حل این خطای الهی قاعدهای به نام "عول" اختراع کردند.
سوره ۱۸:۹۶ ادعا میکند دیواری عظیم از آهن و مس در جایی از زمین وجود دارد.
دلیل:
ذوالقرنین دیواری برای حبس یاجوج و ماجوج ساخت. با وجود نقشهبرداریهای دقیق ماهوارهای، چنین دیوار عظیمی در هیچ کجای زمین یافت نشده است. این یک داستان تخیلی است.
سوره ۱۶:۱۵ میگوید کوهها لنگرهایی هستند تا زمین نلرزد.
دلیل:
علم زمینشناسی ثابت کرده که کوهها در اثر برخورد صفحات تکتونیک به وجود میآیند و خود مرکز فعالیتهای لرزهای هستند، نه مانع آن.
صحیح بخاری ۶۹۸۲ گزارش میدهد که محمد بارها قصد داشت خود را از بالای کوه به پایین پرت کند.
دلیل:
وقتی وحی قطع شده بود، محمد چنان ناامید شد که قصد خودکشی داشت. این حالت روحی با آرامش الهی که عیسی به پیروانش وعده داد تضاد دارد.
سوره ۹:۳۰ ادعا میکند یهودیان معتقدند عزیر پسر خداست.
دلیل:
هیچ فرقه یهودی در طول تاریخ هرگز چنین عقیدهای نداشته است. این یک اتهام نادرست تاریخی است که قرآن به یهودیان وارد کرده است.
سوره ۴۱:۹-۱۲ مجموعاً ۸ روز برای خلقت ذکر میکند، در حالی که جاهای دیگر ۶ روز آمده است.
دلیل:
۲ روز (زمین) + ۴ روز (برکات و کوهها) + ۲ روز (آسمانها) = ۸ روز. این یک تضاد عددی واضح در داخل قرآن است.
صحیح بخاری ۳۳۲۶ ادعا میکند قد آدم ۶۰ ذراع (حدود ۳۰ متر) بوده است.
دلیل:
هیچ شواهد فسیلی از انسانهای غولپیکر ۳۰ متری وجود ندارد و ساختار بدنی انسان نمیتواند چنین وزنی را تحمل کند.
سوره ۲۲:۴۶ قلب را عضو درک و تفکر میداند.
دلیل:
قرآن بر پایه دانش باستان فکر میکرد قلب محل تفکر است، در حالی که امروز میدانیم مغز مرکز ادراک و تعقل است.
سوره ۶۵:۴ احکام طلاق را برای دخترانی که هنوز حیض نشدهاند بیان میکند.
دلیل:
این آیه به وضوح ازدواج و همبستری با کودکان پیش از بلوغ را مجاز میشمارد، که یک آسیب بزرگ انسانی است.
حکم روزه از سپیده تا غروب در مناطق قطبی قابل اجرا نیست.
دلیل:
نویسنده قرآن نمیدانست مناطقی وجود دارند که خورشید ماهها طلوع یا غروب نمیکند. این نشان میدهد قرآن فقط برای جغرافیای حجاز نوشته شده است.
سوره ۷:۱۲۴ فرعون را در حال تهدید به مصلوب کردن نشان میدهد.
دلیل:
مصلوب کردن صدها سال بعد توسط ایرانیان و رومیان اختراع شد. فرعونیان مصر باستان از این روش اعدام استفاده نمیکردند. این یک اشتباه تاریخی است.
اگر خدا شباهت عیسی را به فرد دیگری داد (۴:۱۵۷)، پس او کل جهان را گمراه کرده است.
دلیل:
اگر اسلام درست باشد، پس الله شخصاً مسئول ایجاد مسیحیت است چون او صحنه را طوری چید که همه فکر کنند عیسی مصلوب شده و برخاسته است. این با "خدای نور" تضاد دارد.
سوره ۳۴:۱۴ میگوید سلیمان در حالی که مرده بود روی عصایش ایستاده بود و کسی نفهمید تا عصا را موریانه خورد.
دلیل:
این داستان غیرمنطقی است. چطور یک جسد برای مدت طولانی بدون بو و تغییر باقی میماند و کسی متوجه غیبت پادشاه نمیشود؟ این بیشتر شبیه افسانههای جنیان است.
سوره ۲۷:۸۲ میگوید در آخرالزمان حیوانی از زمین درمیآید که با مردم حرف میزند.
دلیل:
این توصیفات بیشتر ماهیت اسطورهای دارند تا حقایق الهی برای هدایت بشر.
چرا گفته میشود که آرامش فقط در ذکر یافت میشود؟
نقد:
تکرار کلمات یکسان (مانند مانترا) ممکن است اثر هیپنوتیزمی ایجاد کند، اما آرامش معنوی واقعی از رابطه آگاهانه با خدا میآید، نه تکرار مکانیکی.
چرا در قرآن کلمات بیگانه وجود دارد اگر ادعا میشود عربی خالص است؟
تحلیل:
کلماتی مانند فردوس (بهشت)، صراط (راه)، و ابلیس (شیطان) عربی نیستند. این ثابت میکند که قرآن ترکیبی از زبانهای آن زمان است، نه وحی خالص عربی همانطور که در 16:103 ادعا شده است.
قرآن میگوید خورشید ماه را دنبال میکند و ماه خورشید را (91:1-2).
حقیقت:
ماه و خورشید در مدارهای کاملاً متفاوتی حرکت میکنند و یکدیگر را دنبال نمیکنند. این یک خطای نجومی آشکار است که دیدگاههای زمینمرکزی باستان را منعکس میکند.
آیا مفهوم توحید در اسلام خدا را بدون محبت میگذارد؟
الهیات:
در تثلیث، خدا از ازل محبت بوده است زیرا سه شخص (پدر، پسر، روحالقدس) یکدیگر را دوست داشتند. در اسلام، خدا قبل از خلقت چه کسی را دوست داشت؟ محبت در تنهایی ممکن نیست.
چرا محمد جانشین مشخصی تعیین نکرد؟
نقد:
به جا گذاشتن یک خلأ سیاسی که نزدیکترین یارانش را به هرج و مرج و جنگ داخلی (شکاف شیعه و سنی) کشاند، یک شکست بزرگ رهبری بود که منجر به قرنها خونریزی شد.
حدیث میگوید در بهشت بازاری وجود دارد که زیبایی مردم هر جمعه در آن افزایش مییابد.
مشاهده:
به تصویر کشیدن زندگی معنوی بهصورت کاملاً مادی و متمرکز بر زیبایی فیزیکی (صحیح مسلم 2833) در مقایسه با وعده کتاب مقدس برای دیدن روی خدا، سطحی است.
حدیث میگوید مردم در روز قیامت برهنه و ختنهنشده محشور میشوند.
سوال:
ارائه بدن فیزیکی به این شکل (بخاری 6527) تصویری از شرم را به جای جلال معنوی یا قضاوت روح ترسیم میکند.
ایده پلی باریکتر از مو از کجا آمده است؟
منشأ:
این ایده پل صراط مستقیماً از دین باستانی ایران یعنی زرتشتی (پل چینوت) گرفته شده است. این از طریق اسمز فرهنگی وارد اسلام شده است، نه وحی الهی.
آیا محمد واقعاً میتواند شفاعت کند؟
تضاد:
برخی آیات قرآن شفاعت را رد میکنند در حالی که برخی دیگر آن را مشروط میدانند. گفته محمد "من حتی نمیتوانم دخترم فاطمه را نجات دهم" (بخاری 2753) با ادعاهای بعدی در تضاد است. این مسلمانان را در ترس نگه میدارد.
آیا اسلام واقعاً حقیقت مطلق است؟
نتیجهگیری:
سیستمی که حاوی این همه مشکلات منطقی، علمی و اخلاقی است نمیتواند "تنها حقیقت" باشد. حقیقت را جستجو کنید. عیسی گفت: "شما حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد" (یوحنا 8:32).